راویان خاموش تاریخ
راویان خاموش تاریخ: داستان جواهرات سلطنتی ایران (الماس دریای نور و تاج پهلوی)
خزانه جواهرات ملی ایران، مجموعهای بیبدیل از گرانبهاترین گوهرهای جهان، تنها ویترینی از ثروت و تجمل نیست؛ بلکه موزهای زنده است که در هر قطعه از آن، داستانی از پیروزیها، شکستها، قدرت و تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین نهفته است. این جواهرات، که امروز به عنوان پشتوانه پول ملی ایران در بانک مرکزی نگهداری میشوند، شناسنامه مصور تاریخ ایران از دوران صفویه تا پهلوی هستند.
در میان صدها قطعه خیرهکننده، دو گوهر برجستهتر از بقیه میدرخشند: الماس دریای نور، بزرگترین الماس صورتی جهان، و تاج پهلوی، نماد یک سلسله نوپا که با الهام از تاریخ باستان ایران ساخته شد.
1. الماس دریای نور: اقیانوسی از نور و تاریخ
“دریای نور”، با نامی که به درستی عظمت و درخشش آن را توصیف میکند، نه تنها یک سنگ قیمتی، بلکه سندی تاریخی است که از دست پادشاهان مغول هند به خیمه نادرشاه افشار و سپس به تخت پادشاهان قاجار و پهلوی رسیده است.
مشخصات و ویژگیهای منحصربهفرد:
- وزن: حدود 182 قیراط.
- رنگ: صورتی کمرنگ (Pale Pink)، که کمیابترین و ارزشمندترین رنگ در میان الماسهاست.
- برش: برش تخت (Table Cut) و مستطیل شکل.
- اصالت: یکی از معدود الماسهای بزرگ جهان با اصالت و تاریخچه کاملاً مشخص.
سفر پرماجرای دریای نور در تاریخ:
1. ریشه در هندوستان: گمان میرود این الماس، مانند بسیاری از الماسهای بزرگ تاریخی، از معادن گلکوندای هند استخراج شده باشد و در تملک امپراتوران گورکانی هند، از جمله شاه جهان (سازنده تاج محل)، بوده است. این الماس احتمالاً بخشی از الماس بزرگتری به نام “Great Table Diamond” بوده که توسط ژان باتیست تاورنیه، جهانگرد فرانسوی، توصیف شده است.
2. فتح هندوستان توسط نادرشاه: نقطه عطف تاریخ این الماس، لشکرکشی نادرشاه افشار به هندوستان در سال 1739 میلادی است. پس از فتح دهلی، محمدشاه گورکانی تلاش کرد تا این گوهر گرانبها را پنهان کند. طبق روایتی مشهور، یکی از زنان حرمسرا به نادرشاه اطلاع داد که محمدشاه الماس را در عمامه خود پنهان کرده است. نادر با زیرکی، در مراسمی به بهانه تحکیم دوستی، پیشنهاد تعویض عمامهها را داد (رسمی که در آن زمان رایج بود) و بدین ترتیب صاحب الماس شد. گفته میشود وقتی نادرشاه برای اولین بار آن را دید، از فرط درخشش فریاد زد: “این یک دریای نور است!” و نام الماس برای همیشه چنین باقی ماند.
3. دوران آشوب پس از نادر: پس از قتل نادرشاه، الماس به دست نوه او، شاهرخ میرزا، افتاد و سپس به دست امیر علم خان خزیمه و در نهایت به دست لطفعلیخان زند رسید.
4. استقرار در سلسله قاجار: با شکست لطفعلیخان زند توسط آقا محمدخان قاجار، الماس به همراه دیگر گنجینهها به دست بنیانگذار سلسله قاجار افتاد. از آن پس، دریای نور به یکی از نمادهای اصلی سلطنت قاجار تبدیل شد. ناصرالدین شاه قاجار علاقه ویژهای به این الماس داشت و دستور داد قابی زرین برای آن بسازند و نام خود را “السلطان صاحبقران فتحعلیشاه قاجار ناصرالدینشاه قاجار 1267” بر روی یک وجه آن حک کنند. این الماس اغلب بر روی بازوبند، کلاه یا سینه پادشاهان قاجار نصب میشد.
5. دوران پهلوی و امروز: با انتقال قدرت به سلسله پهلوی، دریای نور نیز به این خاندان رسید. در مراسم تاجگذاری رضاشاه و محمدرضا شاه پهلوی، این الماس بر روی کلاه نظامی آنها نصب شد. امروزه، این گوهر بیهمتا، ستاره اصلی خزانه جواهرات ملی ایران و یکی از مهمترین داراییهای فرهنگی و اقتصادی کشور است.
2. تاج پهلوی: پیوند تاریخ باستان با عصری جدید
برخلاف بسیاری از جواهرات سلطنتی که از سلسلههای پیشین به ارث رسیده بودند، تاج پهلوی به طور خاص برای بنیانگذار این سلسله، رضاشاه، ساخته شد. پادشاهان قاجار از تاج کیانی استفاده میکردند، اما رضاشاه تصمیم گرفت تاجی جدید سفارش دهد که نمادی از دوران نوین و در عین حال، یادآور شکوه امپراتوریهای باستانی ایران، بهویژه ساسانیان، باشد.
مشخصات و فرآیند ساخت:
- سال ساخت: 1304 خورشیدی (1925 میلادی).
- سازندگان: گروهی از جواهرسازان برجسته ایرانی به سرپرستی سراجالدین جواهری (جواهرساز برجستهای که از قفقاز به ایران مهاجرت کرده بود).
- جنس بدنه: طلا و نقره، با روکش مخمل قرمز.
- وزن: حدود 2 کیلو و 80 گرم.
- جواهرات به کار رفته:
- 3380 قطعه الماس (در مجموع 1144 قیراط)
- 5 قطعه زمرد بزرگ (بزرگترین آن حدود 100 قیراط)
- 2 قطعه یاقوت کبود
- 368 حبه مروارید غلطان و یکسان.
طراحی و نمادشناسی:
طراحی تاج پهلوی آمیزهای هوشمندانه از سنت و مدرنیته است. چهار کنگره پلکانی آن، یادآور سبک تاج پادشاهان ساسانی است که در نقشبرجستهها دیده میشود. در مرکز تاج، یک خورشید درخشان با شعاعهای الماسنشان قرار گرفته و در زیر آن، بزرگترین زمرد تاج جای دارد. این ساختار، تلاشی برای پیوند دادن سلسله جدید با شکوه ایران باستان و ایجاد یک نماد قدرت ملی بود.
این تاج برای اولین بار در مراسم تاجگذاری رضاشاه در 4 اردیبهشت 1305 مورد استفاده قرار گرفت و بار دیگر در مراسم تاجگذاری محمدرضا شاه پهلوی در 4 آبان 1346 بر سر او گذاشته شد.
نتیجهگیری: میراثی فراتر از ارزش مادی
الماس دریای نور و تاج پهلوی، تنها دو نمونه از گنجینهای هستند که هر قطعهاش فصلی از تاریخ ایران را روایت میکند. این جواهرات، شاهدان خاموش جنگها، تاجگذاریها، معاهدات و تغییرات اجتماعی بودهاند. ارزش آنها نه در قیراط الماس و زمرد، بلکه در حافظه تاریخی است که در خود حمل میکنند. آنها میراث گرانبهای ملی هستند که تار و پود تاریخ، فرهنگ و هویت ایرانی را به هم پیوند زده و امروز به عنوان سرمایهای ابدی برای تمام مردم ایران محافظت میشوند.
منابع معتبر:
- خزانه جواهرات ملی، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران. (CBI.ir - Treasury of National Jewels): معتبرترین منبع برای اطلاعات دقیق در مورد مشخصات، تاریخچه و تصاویر رسمی جواهرات.
- Meen, V.B. & Tushingham, A.D. (1968). Crown Jewels of Iran. University of Toronto Press. (کتابی جامع که حاصل پژوهش یک تیم کانادایی بر روی این جواهرات است).
- دانشنامه ایرانیکا (Encyclopædia Iranica): مقالات مرتبط با “CROWN JEWELS of Persia” و “DARYĀ-YE NŪR”.
- اسناد و روایات تاریخی مربوط به دوران نادرشاه افشار و سلسله قاجار.

در حال
جستجو...
توئیتر
فیس بوک
لینکدین